امروز صبح که چه عرص کنم ظهر از خواب بیدار شدم و صبحونه که خوردم شروع کردم به تمیزکاری امان از این خونه تکونی های قبل عید که من هر سال نمیخوام انجام بدم اما نمیدونم چرا اجباری میشه
دو هفته پیش مشکل فاضلاب پیدا کردیم و اب از کف اشپزخونه زد بال و کل خونه تو اب قوطه ور شد خلاصه قالی هایی که تازه داده بودیم قالی شویی فرستادیم دوباره شستن
خلاصه کلام دو هفته منتظر موندم تا شاهزاده بره دنبال یه اقا بیاد ببینه مشکل چیه منم دیدم که ایشون اهمیت نمیده
امروز بعد یکم داد و بیداد گفتش میخوام خونه رو بفروشم خلاصه که دارم قالی ها رو میندازم و خونه تکونی میکنم که بشینیم زندگی عادی کنیم
خلاصه یه خدا قوت به خودم میگم که این همه تحمل سختی داره خدا بهم صبر ایوب بده
صبر ایوب...ما را در سایت صبر ایوب دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 91